عصر بلاهاي طبيعي چاپ پست الكترونيكي
۱۷ مرداد ۱۳۸۸
 تجربيّات و شواهد تاريخي حاکي از آن است که هرگاه بين امّت‌هاي گذشته نوع خاصّي از فساد و گناه رو به فزوني مي‌نهاد، خداوند بر آنان عذابي مخصوص را فرو مي‌فرستاد. اينک که امّت‌هاي آخرالزّمان به انواع فسادها، گناهان، سرکشي‌ها و ستمگري‌ها روي آورده و از آفرينندة هستي غافل گشته‌اند، انتظار مي‌رود به عذاب‌ها و بلاهاي گوناگون آسماني و زميني دچار گردند؛ چنان‌که گذشتگان دراين‌باره‌ گفته‌اند: «زماني مي‌رسد که هر چهار عنصر (آتش، باد، آب و خاک) به انسان ضرر مي‌رسانند».


در اساطير هند، از نابودي پاياني آفرينش، همراه با علائمي دهشت‌بار سخن به ميان آمده است که به اعتقاد نگارنده، با بروز بلاياي طبيعي در دورة آخرالزّمان مربوط مي‌باشد: «پس از صد سال خشک‌سالي و قحطي، هفت خورشيد بر آسمان پديدار مي‌گردد و همة آب‌ها را مي‌خشکاند. آتش و در پيِ آن، باد سراسر زمين را جارو مي‌کشد و زمين و جهان زيرين را ويران مي‌سازد. بر آسمان ابرهايي چون پيل نمايان و تندر غرّيدن مي‌گيرد، دوازده سال پي در پي باران مي‌بارد و همة جهان را در خود غرق مي‌کند».1

سيسرون،2 در کتاب «در ماهيّت خدايان» از بالبوس، سخن‌گوي مکتب رواقي3 چنين نقل مي‌کند:  «فلاسفة مکتب ما بر اين باورند که تمامي جهان در آتش خواهد سوخت و اين حادثه در آخرالزّمان روي مي‌دهد... سپس از اين آتش الوهي، جهان جديدي زاده مي‌شود و از نو با شکوه و جلال پديدار مي‌گردد».4

در کتاب «الدر ادا»5 که برگرفته از اساطير کهن ملّت‌هاي شمال اروپاست، به سروده‌اي ارزشمند از بانويي خردمند برمي‌خوريم که به بلاياي دورة آخرالزّمان اشاره دارد: «خورشيد به تيرگي مي‌گرايد و زمين در دريا غرق مي‌شود، و ستارگان داغ از آسمان فرو مي‌افتند، و آتش تا به آسمان زبانه مي‌کشد، آنگاه ملکوتي نو و زميني نو، با زيبايي شگفت‌انگيز دوباره متجلّي مي‌شود، و خانه‌ها سقفي از طلا مي‌يابند، و کشتزارها ميوه‌هاي رسيده مي‌دهند و شادي ابدي بر همه جا سايه مي‌گسترد.6

در متون زرتشتيان آمده است: «... زمين‌لرزه بسيار باشد و باد سخت‌تر آيد و نياز و تنگي و دشواري در جهان بيشتر پديدار آيد...».7 در کتاب مقدّس مي‌خوانيم: «آن روز، روز غضب است، روز تنگي و اضطراب، روز خرابي و ويراني، روز تاريکي و ظلمت، روز ابرها و ظلمت غليظ».8 نيز در همان کتاب آمده است: «... بر زمين تنگي و حيرت از براي امّت‌ها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش و دل‌هاي مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار وقايعي که بر ربع مسکون9 ظاهر مي‌شود...».10


  • افزايش بلاها

آمارها و گزارش‌ها حاکي از آن است که جهان اکنون با انواع بلاهاي مخرّب طبيعي، نظير: زلزله، سيل، خشک‌سالي و طوفان، روبه‌روست که چرخه‌اي شوم از بيماري، رنج، خسارات و نابودي را به دنبال دارند.

به گزارش «خبرگزاري آلمان»، گرهارد برز، رئيس گروه تحقيقاتي زمين‌شناسي در آلمان، گفته است: «زمين در حال نزديک شدن به فجايعي است که نوع بشر، هرگز در طول تاريخ زندگي خود بر روي اين کره آن را تجربه نکرده است». وي يادآور شده: «گرم شدن زمين که بر اثر انتشار گازهاي گل‌خانه‌اي11پديد مي‌آيد، سبب بروز طوفان‌ها و سيلاب‌هاي مخرّب خواهد شد». البتّه رشد فعّاليت‌هاي خورشيدي و تغييرات آنها نيز موجب افزايش دماي کرة زمين و بروز دگرگوني‌هاي نامناسب آب و هوايي در عصر حاضر مي‌باشد.
 
به اعتقاد کارشناسان، ميزان وقوع بلاياي طبيعي و تلفات انساني و خسارات مالي ناشي از آنها، در تمام جهان در حال زياد شدن است؛ چنان‌که شمار فجايع طبيعي در دهة 1990 م. در مقايسه با دهة 1960 م. چهار برابر افزايش يافته است. به طور کلّي، در سه دهة گذشته ميزان وقوع بلايا 3 برابر و زيان‌هاي مالي ناشي از آنها 8 برابر شده است. بلاياي طبيعي ممکن است منشأ زمين‌شناسي، مانند زلزله، آتش‌فشان و رانش زمين داشته باشند يا از عوامل آب و هوايي، نظير: طوفان، سيل، گردباد، سرما و گرماي شديد، کولاک، برف و خشک‌سالي، نشأت گيرند.12


  • علّت افزايش بلاها

گرچه بيشتر بلاهاي طيبعي و گرفتاري‌هايي که مردم آخرالزّمان با آنها مواجه‌اند، ظاهراً منشأ طبيعي و مادّي دارند، امّا در واقع اثر وضعي و نتيجة قهري کارهاي بد و گناهاني است که نظم طبيعت را بر هم مي‌زنند و خشم خالق هستي را برمي‌انگيزند. پيامبر اسلام(ص) دراين‌باره مي‌فرمايند: «هر گاه شر در زمين آشکار شود، خداي متعال سختي‌اش را بر اهل زمين فرو مي‌فرستد».13 در روايت ديگري از آن حضرت مي‌خوانيم: «هرگاه پنج چيز در در ميان شما رواج يابد، پنج چيز بر شما فرود مي‌آيد: هنگامي که بين شما زنا رواج يابد، زلزله مي‌آيد؛ وقتي که ميان شما ربا شايع گردد، فرو رفتن زمين روي مي‌دهد؛ آنگاه که از زکات جلوگيري شود، چهارپايان اهلي نابود مي‌گردند؛ موقعي که سلطان ستم ورزد، باران نمي‌بارد و زماني که با اهل ذمّه حيله‌ورزي شود،14 دولت در اختيار مشرکان قرار مي‌گيرد».15

در اينجا شايسته است به سخني از امام رضا(ع) اشاره کنيم: «هرگاه بندگان، گناهان جديدي را که در گذشته مرتکب نمي‌شدند، انجام دهند، خداوند براي آنان بلاهاي تازه‌اي را که در گذشته نمي‌شناختند، پديد مي‌آورد».16 بر اساس اين حديث، بروز برخي بلاهاي نو و بيماري‌هاي ناشناخته، نظير ايدز و سارس، حاکي از دست يازيدن امّت‌هاي معاصر به گناهان تازه‌اي است که ميان امّت‌هاي گذشته رايج نبوده‌اند.


  • فراگير شدن بلاها

از روايات اسلامي چنين برمي‌آيد که در آخرالزّمان، بلاها فراگير مي‌شوند؛ به گونه‌اي که کمتر کسي از آسيب آنها در امان مي‌ماند. امام علي(ع) دراين‌باره مي‌فرمايند: «بلا مردم را فرا مي‌گيرد».17 همچنين پيامبر اسلام(ص) فرمود: «در آخر اين امّت، خسف (فرو رفتن به زمين)،18 مسخ،19 و قذف20 خواهد بود. گفته شد: اي رسول خدا! آيا ما نابود مي‌شويم، در حالي که بين ما شايستگاني وجود دارند؟ فرمود: آري، هنگامي که پليدي زياد شود».21

طبق اين روايت، در صورت افزايش پليدي و تباهي در ميان مردم، اگر بلايي نازل شود، انسان‌هاي شايسته و پرهيزکار نيز از آسيب‌هاي آن در امان نخواهند بود و بنا بر مثل معروف: «آتش چو برافروخت، بسوزد تر و خشک».

بنابراين، پيشنهاد مي‌کنيم، در چنين وضعيّتي، انسان‌هاي خوب، ضمن انجام تكليف فردي و اجتماعي خود، تا حدّ امکان، از مردمان بد کناره گيرند. نيز به همة مؤمنان و منتظران ظهور امام مهدي(ع) توصيه مي‌کنيم، ضمن پناه بردن به درگاه خداي متعال، از خواندن دعاهاي حفظ و دادن صدقات و کمک‌هاي مالي به نيازمندان دريغ نورزند.


  • بلاهاي يکباره و تدريجي

بلاها و عذاب‌هايي که خداوند بر سرزمين‌ها و آدميان فرو مي‌فرستد، به طور کلّي، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1. بلاهاي يکباره و بزرگ که ناگهان در سطحي گسترده نازل مي‌شوند؛ نظير زلزله‌ها و سيل‌هايي كه در سال‌هاي اخير هزاران انسان را به کام مرگ کشانده است.

2. بلاهاي تدريجي و کوچک که در طيّ زماني طولاني و اندک اندک، گريبان‌گير مردمان مي‌شوند. در حديثي که امام علي(ع) از پيامبر اسلام(ص) روايت کردند، به برخي بلاهاي تدريجي که امّت‌هاي معاصر به آنها مبتلايند، اشاره شده است: «هرگاه خداي عزّوجلّ بر سرزميني خشم گيرد و در آنجا عذابي فرو نفرستد، قيمت‌هايش بالا رفته، عمرهايش کوتاه شده، بازرگانانش سود نبرده، ميوه‌هايش پاکيزه (سالم و خوشمزه) نشده، رودهايش پر آب نگشته، باران‌هايش نباريده و بدان آنها بر آن ديار چيره مي‌شوند».22


  • سال‌هاي پربلا

از متون باستاني و روايات اسلامي چنين برمي‌آيد که در دورة آخرالزّمان، پيش از خروج دجّال، جهانيان با سه سال سخت و پر بلا روبه‌رو خواهند شد. در منابع زرتشتيان آمده است: «در پايان هزارة هوشيدر بامي، ديوي مهيب به نام «ملکوش»23 زمستاني سخت و ترسناک پديد مي‌آورد و در مدّت سه سال، سراسر گيتي را با برف و باران و تگرگ و باد سرد و طوفان ويران مي‌سازد و مردمان و جانوران و ديگر موجودات روي زمين را نابود مي‌کند».24 پيامبر اسلام(ص) نيز دراين‌باره فرموده است: «... بي‌گمان، پيش از خروج دجّال، سه سال سخت خواهد بود که در آنها، گرسنگي شديد دامن‌گير مردم مي‌شود...».25

براي آنکه به آغاز و پايان اين دورة کوتاه سه ساله پي بريم، مي‌بايست به سخني از امام باقر(ع) توجّه کنيم: «هرگاه عبّاسي به خراسان رسد، گيسوي سختي‌آور26 در مشرق طلوع مي‌کند. نخستين بار که طلوع کرد،‌ براي نابودي قوم نوح بود، هنگامي که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهيم(ع)، آنگاه که او را در آتش افکندند و زماني که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامي که يحيي پسر زکريّا کشته شد، طلوع کرد. پس هرگاه آن را ديديد، از شرّ فتنه‌ها به خدا پناه بريد. طلوع اين ستاره پس از پس گرفتن خورشيد و ماه خواهد بود. سپس [بني عبّاس] درنگ نمي‌كنند تا آنكه ابقع در مصر آشكار شود».27


  • زلزله

نخستين بلاي طبيعي از حيث تعداد وقوع و مخرّب بودن، زلزله است. زلزله ترسناك‌ترين بلاي طبيعي نيز هست. گزارش‌ها حاكي از آن است كه كرة زمين در قرن بيستم ميلادي زلزله‌هايي فاجعه‌بار داشته كه اين وضعيّت، در اوايل قرن 21 ميلادي شتاب بيشتري يافته است.

براساس مداركي كه از گذشته‌هاي دور به دست ما رسيده‌اند، پيش از ظهور منجي، زلزله‌ها زياد مي‌شوند و پي‌درپي روي مي‌دهند. در نوشته‌هاي زرتشتيان مي‌خوانيم: «زمين‌لرزه بسيار بُوَد و بسيار ويراني بكند».28 در كتاب مقدّس آمده است: «و زلزله‌هاي عظيم در جاي‌ها... پديد [آيد]...».29پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد: «زمان ظهور فرا نمي‌رسد مگر آنكه... زلزله‌ها فراوان شوند...».30 در حديثي ديگر از آن حضرت، سال پيش از ظهور اين‌گونه وصف شده است: «... سالي پر از زلزله‌ها و سرما...».31 امام علي(ع) نيز فرمود: «... هنگام طلوع بهرام و كيوان با اقتران دقيق... لرزش‌ها و زلزله‌ها پياپي رخ خواهند داد...».32

از روايات اسلامي چنين برمي‌آيد كه وقوع زلزله در برخي مناطق جهان، مانند خراسان و شام، ارتباطي ويژه با ديگر حوادث پيش از ظهور دارد.

عبدالله از پدرش عمر نقل كرده است كه پيامبر(ص) به جايگاه برآمدن خورشيد رو كرد و فرمود: «از اينجا (مشرق) گيسوي شيطان طلوع مي‌كند؛ از همين‌جا زلزله‌ها و فتنه‌ها... خواهند بود».33 امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هرگاه ... آتش درخشان زبانه كشد، بپرهيزيد، كاملاً بپرهيزيد. از كسي كه از غرب مي‌آيد، هنگامي كه زلزله‌ها در خراسان آشكار شوند».34

از امام باقر(ع) نقل شده است كه امام علي(ع) فرمود: «هرگاه دو نيزه (دو گروه قدرتمند) در شام درگير شوند، يكي از نشانه‌هاي الهي آشكار مي‌گردد. گفته شد: اي امير مؤمنان، آن نشانه چيست؟ فرمود: لرزشي است در شام كه در آن بيش از صد هزار نفر نابود مي‌شوند و خداوند آن را رحمتي براي مؤمنان و عذابي براي كافران قرار مي‌دهد. پس هرگاه چنين شود، نگاه كنيد به صاحبان اسب‌هاي غيرعربي خاكستري [گوش] بريده35 و پرچم‌هاي زرد كه از مغرب روي مي‌آورند تا آنكه در شام فرود آيند؛ و اين، هنگام نالة بزرگ‌تر و مرگ سرخ (جنگ جهاني سوم) خواهد بود. پس هرگاه چنين شود، نگاه كنيد به فرو رفتن آبادي‌اي از دمشق كه به آن «حرستا» مي‌گويند. پس هرگاه چنين شود، منتظر خروج مهدي(ع) باشيد».36

گفتني است، براساس برخي روايات اسلامي، فرو رفتن حرستا ‌ـ شهري نزديك دمشق ـ زماني روي مي‌دهد كه ميان گروه سياه‌نشان اوّل ـ بني‌عبّاس دوم ـ اختلاف افتاده است.37


  • سيل

دومين بلاي طبيعي از نظر تعداد وقوع و تخريب، سيل است. در سال‌هاي اخير، مناطق مختلفي از جهان، با اين پديدة مخرّب و پيامدهاي ناگوار آن روبه‌رو بوده‌اند. چين از آن دسته كشورهايي است كه در عصر حاضر، از سيل آسيب‌هاي زيادي ديده است. براي نمونه، در شهريور 1380، سيل در شمال غربي چين، 100 هزار واحد مسكوني را ويران و بيش از نيم ميليون نفر را بي‌خانمان كرد و به صدها هزار هكتار از زمين‌هاي كشاورزي آسيب رساند. در كشور پهناور چين، سيلاب‌هايي چنان بزرگ و گسترده جاري مي‌شوند كه گاه حدود يك ششم مساحت آن ـ تقريباً به اندازة مساحت ايران ‌ـ را در بر مي‌گيرند. شبه قارّة هند نيز، در سال‌هاي اخير بر اثر سيل، خسارت‌هاي جاني و مالي بسياري را متحمّل شده است. قارّة اروپا هم با سيل‌هاي زيادي مواجه بوده است كه در اين ميان، مي‌بايست از سيل ويرانگري ياد كنيم كه اواخر مرداد 1381 بخش‌هاي وسيعي از اين قارّه را فرا گرفت و علاوه بر تلفات جاني، خسارات مالي فراواني بر جاي گذاشت.

گرهارد برز، كارشناس مسائل آب و هوايي در آلمان، دراين‌باره چنين مي‌گويد: «سيل مخرّبي كه در كشورهاي اتريش، جمهوري چك و بخش‌هايي از آلمان جاري شد، تنها آغاز يك رشته حوادث ناگوار طبيعي در اين قرن به شمار مي‌رود».38

در متون كهن زرتشتيان از بروز سيل گسترده در ايران، در آخرالزّمان، ياد شده است: «به ناگاه سيل ممالك آريايي را فرا گيرد...».39

طبق روايات اسلامي، افزايش بارندگي و بالا آمدن سطح آب رودخانه‌ها و درياها و جاري شدن سيل بر روي زمين، از جمله نشانه‌هاي نزديك شدن زمان ظهور امام مهدي(ع) مي‌باشد. راوي مي‌گويد: از امام هادي(ع) پرسيدم: چه وقت آنان (مردم قم) منتظر فرج خواهند بود؟ فرمود: «هنگامي كه آب روي زمين را فرا گيرد».40

در احاديث اسلامي به وقوع سيل در برخي شهرهاي عراق و غرق شدن بعضي از آنها در آب، پيش از ظهور امام مهدي(ع)، اشاره شده است. امام زين‌العابدين(ع) دراين‌باره مي‌فرمايد: «هرگاه نجف شما را سيل و باران پر كرد... منتظِر ظهور قائم منتظَر ما باشيد».41 همچنين از امام صادق(ع) روايت شده است: «سال پيروزي، فرات سرريز مي‌شود؛ به گونه‌اي كه وارد كوچه‌هاي كوفه مي‌گردد».42 گفتني است، گرچه طغيان آب فرات ممكن است بر اثر بارندگي زياد روي دهد، مي‌تواند نتيجة شكسته شدن سدهايي باشد كه كشور تركيه براي ذخيره‌سازي آب بر روي اين رودخانه بسته است. امام علي(ع) هنگام بازگشت از جنگ جمل، ضمن سخنراني براي مردم بصره، غرق شدن اين شهر را پيش‌بيني فرموده است: «... گويا به منطقة شما (بصره) مي‌نگرم، در حالي كه آب آنجا را فرا گرفته است؛ به گونه‌اي كه از آن جز كنگره‌هاي مسجد ديده نمي‌شود؛ انگار سينة پرنده‌اي است بر ژرفاي دريا...».43

نوستراداموس در نامه به پسرش، از بروز طوفان‌هايي بزرگ و گسترده، پيش از ظهور منجي، خبر داده است: «قبل از آنكه انقلاب جهاني شود، طوفان‌هايي شبيه طوفان نوح مي‌شود، و طغيان‌هاي آب چنان عظيم خواهد بود كه ديگر زميني از آب بيرون نخواهد ماند».44 پژوهشگران معتقدند زياد شدن دماي كرة زمين، علاوه بر در پي داشتن فاجعه‌هاي زيست‌محيطي، باعث ذوب شدن توده‌هاي بزرگ يخ‌هاي قطبي و يخچال‌هاي طبيعي و در نتيجه افزايش و بالا آمدن سطح آب رودها و درياها مي‌شود. بنابراين، در سال‌هايي نه چندان دور، مي‌بايست شاهد زير آب رفتن بسياري از جزاير و سواحل در مناطق مختلف جهان باشيم كه جزيرة ايرلند و برخي شهرهاي بزرگ اروپايي از آن جمله‌اند. نوستراداموس در يكي از رباعي‌هايش مي‌گويد: «بريتانياي كبير، شامل انگلستان را سيل بلندي از آب فراخواهد گرفت».45


  • طوفان و گردباد

طوفان و گردباد از جمله بلاهاي طبيعي‌اند كه در سال‌هاي اخير، آسيب‌ها و خسارت‌هاي زيادي به مناطق مختلف جهان، خصوصاً شهرهاي ساحلي اروپا و امريكا، وارد ساخته‌اند و اين وضعيّت همچنان ادامه دارد. خطرناك‌ترين طوفان‌ها و گردبادها آنهايي‌هستند كه در ساحل درياها يا در مصبّ رودخانه‌هاي بزرگ رخ مي‌دهند و آب را به شكل كوه‌هايي از امواج بلند درمي‌آورند و با شدّت به سوي ساحل مي‌رانند. اين امواج سهمگين تا عمق ساحل پيش مي‌روند و هرچه را كه بر سر راهشان قرار بگيرد، در هم شكسته، نابود مي‌سازند. طوفان‌ها و گردبادهاي تند، هرگاه در سواحل شني يا بيابان‌هاي شن‌زار بوزند، قادرند حجم انبوي از گرد و خاك و شن را با خود جابه‌جا كنند.

در احاديث اسلامي به بروز بادهاي خطرآفرين و طوفان‌هاي ويرانگر در دورة آخرالزّمان اشاره شده است. حسن بصري به همشهريانش چنين مي‌گويد: «بادي زرد از سوي قبله (جنوب غربي) به سوي شما مي‌آيد. سه روز و دو شب ادامه دارد تا آنجا كه شب از شدّت زردي مانند روز روشن شود و غرق شدن بصره در پي آن خواهد بود...».46 نيز حذيفه بن يمان از رسول خدا(ص) روايت كرده است: «... خرابي چين با شن خواهد بود...».47

كارشناسان هواشناسي چين در اوايل فروردين 1381، دربارة بروز طوفان‌هاي شن در منطقة آسيا و پيامدهاي زيانبارش هشدار دادند. البتّه خراب شدن سرزمين‌ها به وسيلة گل و لاي بر جاي مانده از سيلاب نيز مي‌تواند از مصاديق خرابي با شن باشد. همچنين امام علي(ع) دربارة نقش اين بلاي طبيعي در آخرالزّمان مي‌فرمايد: «امّا سجستان... در آخرالزّمان شن بر اين سرزمين چيره مي‌شود و آن را بر ساكنانش ويران مي‌سازد».48


  • خسف؛ فرو رفتن زمين

فرو رفتن زمين در خود يا در آب، از جمله بلاهاي دهشت‌انگيزي است كه در آخرالزّمان دامن‌گير مردم مي‌شود. اين حادثه بر اثر عواملي گوناگون چون زلزله، سيل و طوفان روي مي‌دهد. در احاديث اسلامي از فرو رفتن زمين در برخي مناطق، مانند خراسان، بصره، بغداد، مصر و شام، ياد شده است، كه سه تاي آنها مهم‌ترند.

خداي متعال در شب معراج، به پيامبر اسلام(ص) دربارة ظهور امام مهدي(ع) و حوادث مرتبط با آن، چنين مي‌فرمايد: «... در آن هنگام سه فرو رفتن خواهد بود: فرو رفتني در مشرق، فرو رفتني در جزيرةالعرب...».49 طبق روايات اسلامي، فرو رفتن زمين در جزيرة العرب، اندكي پيش از قيام امام مهدي(ع)، در بيداء ـ بياباني ميان مكّه و مدينه ـ روي مي‌دهد و از پيش‌گويي‌هاي نوسترآداموس چنين برمي‌آيد كه فرو رفتن زمين در مشرق، در شرق دور، فرو رفتن زمين در مغرب، در بخش‌هايي از اروپا و آسياي صغير خواهد بود.

پيش‌گوي فرانسوي، با بهره‌گيري از احاديث اسلامي، علم نجوم و ديگر دانش‌ها، دو رباعي ارزشمند سروده است:
مرّيخ، عطارد و نقره‌اي (ماه) با هم قرين مي‌شوند؛
خشك‌سالي سختي به سوي جنوب،
از ژرفاي آسيا خبر از زمين‌لرزه‌اي خواهد بود؛
سپس كورنتوس و افسوس دچار آشفتگي مي‌گردند.50
رباعي دوم:
زمين چندين شب پياپي خواهد لرزيد،
در بهار دو اقدام پي‌درپي انجام مي‌گيرد،
كورنتوس و افسوس در دو دريا شناور مي‌شوند،
جنگ در دو نبرد شجاعانه ادامه خواهد يافت.51


  • رانش زمين

رانش زمين يا حركت لايه‌هاي سطحي آن، پديده‌اي است كه بر اثر زلزله يا بارش باران و سستي زمين روي مي‌دهد. اين بلاي طبيعي كه اكنون در حال افزايش است، هر ساله در مناطق مختلف جهان هزاران نفر را به كام مرگ مي‌كشاند و خسارات زيادي از خود بر جاي مي‌گذارد. رسول خدا(ص) در بيان نشانه‌هاي زمان ظهور چنين فرمود: «... زمين از فراواني باران سست شود و هر گروهي گمان كند كه اين حالت تنها در منطقة آنان رخ داده است... ».52


  • خشك‌سالي

از ديگر بلاياي طبيعي كه حيات انساني، جانوري و گياهي را تهديد مي‌كند، خشك‌سالي است. گرم شدن زمين و در پي آن، تغييرات آب و هوايي نامتعادل، باعث بروز خشک‌سالي است. خشک‌سالي آهسته و تقريباً پنهاني مي‌آيد. هيچ چيز ترسناکي مانند زلزله يا آتشفشان رخ نمي‌دهد. فقط باران نمي‌بارد. سپس قحطي مي‌آيد و «مرگ خشک» بر سرزمين‌ها سايه مي‌افکند. از 30 سال گذشته به اين سو، جهان شاهد صحنه‌هاي دردناکي از بروز خشک‌سالي و قحطي در مناطق مختلف،‌ خصوصاً بخش‌هايي وسيع از قارّة آفريقا و برخي مناطق هندوستان، بوده است. ايران نيز در سال‌هاي اخير از خشک‌سالي آسيب‌هاي جدّي ديده؛ به گونه‌اي که در برخي مناطق، نظير جنوب شرقي، بر اثر بارش کم باران، مزارع کشاورزي از بين رفته و دامداري از رونق افتاده است.53

در متون بر جاي مانده از گذشتگان، خشک‌سالي به عنوان يکي از بلاهاي فراگير دورة آخرالزّمان، مورد توجّه قرار گرفته است. در متون زرتشتيان آمده است: «... باران نيز به هنگام خويش نبارد... و آب رودها و چشمه‌ها بکاهد...».54 امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «... سرزمين‌ها خشک مي‌شوند...».55

نوستراداموس نيز از بروز خشک‌سالي شديدي در مناطق جنوبي نيم‌کرة شمالي، مانند شمال آفريقا و جنوب شرقي آسيا، خبر داده است: «مرّيخ، عطارد و نقره‌اي (ماه) با هم قرين مي‌شوند. خشک‌سالي سختي به سوي جنوب».56


  • آتش

از متون کهن چنين برمي‌آيد که از ميان عناصر چهارگانه و بلاهايي که در آخرالزّمان جهان را فرامي‌گيرند، آتش جايگاهي ويژه دارد. تولکت‌ها57 معتقد بودند که دنيا سه بار به آخر رسيده است و بعدها آزتک‌ها58 اين عقايد را جذب کردند. طبق تقويم تولکت‌ها، نخستين دوره، «آب ـ آفتاب» نام داشت و جهان به وسيلة سيل‌هاي عظيم ويران شد. دومين دوره، «زمين ـ آفتاب» ناميده مي‌شد که جهان را زلزله‌هاي مهيب به ويراني کشاند. سومين دوران، «باد ـ آفتاب» لقب داشت که دنيا با گردبادهاي آسماني منهدم گرديد. در حال حاضر، ما در چهارمين دوره به سر مي‌بريم که آن را «آتش ـ آفتاب» نام نهادند و اين دوران قرار است با آتش‌سوزي‌هاي بزرگ و مهيب به پايان رسد. جالب توجّه آنکه اين حدسيّات با چشم‌انداز غم‌انگيزي که ما امروزه به دليل خطر جنگ هسته‌اي در پيشِ رو داريم، چندان بي‌ربط به نظر نمي‌رسند.59

در اساطير ملّت‌هاي شمال اروپا نيز به وقوع آتش‌سوزي بزرگي در دورة آخرالزّمان اشاره شده است. در کتاب «الدر ادا»، در بخشي از اشعار بانويي خردمند، مي‌خوانيم:

و ستارگان داغ از آسمان فرو مي‌افتند،
و آتش تا به آسمان زبانه مي‌کشد.60

در کتاب مقدّس آمده است: «و چهارمين (فرشته)، پيالة خود را بر آفتاب ريخت و به آن داده شد که مردم را به آتش بسوزاند ٭ و مردم به حرارت شديد سوخته شدند...».61 امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «پيش از قيام قائم(ع) مردم به وسيلة آتشي که در آسمان آشکار مي‌گردد، از گناهانشان بازداشته مي‌شوند...».62

گفتني است، بالا رفتن درجة حرارت کرة زمين، پديداري آتش‌سوزي‌هاي گسترده، فوران آتش‌فشان‌ها و انفجار بمب‌ها و موشک‌‌ها و ديگر سلاح‌هاي آتشين در زمان حاضر، همه نشان‌دهندة اين واقعيّت‌اند که ما اکنون در دوران «آتش ـ آفتاب» قرار گرفته‌ايم؛ عصري که با همه‌سوزي‌اي بزرگ، که نتيجة کاربرد سلاح‌هاي هسته‌اي در جنگ جهاني سوم است، پايان مي‌يابد.


  • دوران مرگ و مير

از روايات و متون کهن چنين برمي‌آيد که بسياري از مردم آخرالزّمان، در سال‌هاي قبل از ظهور منجي، براثر قحطي‌ها و گرسنگي‌ها، بلاياي طبيعي، جنگ‌ها و بيماري‌هاي واگير، مثل وبا و طاعون، از بين مي‌روند و عصر عدالت را درک نمي‌کنند. امام علي(ع) فرمود: «... مرگي شتابان و فراگير مردمان را مي‌ربايد؛ به طوري که مرد صبح سالم است، در حالي که شب دفن مي‌گردد و شب زنده است، در حالي که صبح مي‌ميرد...».63 پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد: «از نشانه‌هاي نزديک شدن زمان ظهور... آن است که مرگ ناگهاني پديدار شود».64 نيز از آن حضرت روايت شده است: «هرگاه زنا زياد گردد، مرگ ناگهاني فراوان مي‌شود».65

گفتني است، زياد شدن گناهان، بلاياي طبيعي، جنگ‌ها، تصادمات جادّه‌اي، فشارهاي روحي و جسمي، آلودگي آب و هوا، کم‌تحرّکي، سوء تغذيه و مصرف غذاهاي نامناسب از مهم‌ترين عوامل افزايش مرگ‌هاي ناگهاني و زودرس در ميان مردم دورة آخرالزّمان است.

  • آمار مرگ و مير انساني

گرچه آمار تلفات انساني در روايات مختلف ذکر شده است، ولي همة آنها بر زياد بودن مرگ و مير دلالت دارند و بنا بر مثل معروف: «کشته از بس که زياد است، کفن نتوان کرد».

الف ـ نابودي دو سوم مردم: امام علي(ع) مي‌فرمايد: «مهدي خروج نمي‌کند مگر آنکه يک سوم مردم کشته شوند و يک سوم بميرند و يک سوم باقي بمانند».66 در کتاب مقدّس مي‌خوانيم: «و خداوند مي‌گويد که در تمامي زمين، دو حصّه منقطع شده، خواهند مُرد و حصّة سوم در آن باقي خواهند ماند»67

طبق مدارک ياد شده، اگر ظهور منجي در زمان حاضر روي دهد که جمعيت جهان از مرز 6 ميليارد نفر گذشته است، مي‌بايست شاهد نابود شدن حدّاقل 4 ميليارد انسان باشيم.

ب ـ نابودي پنج هفتم مردم: از امام صادق(ع) روايت شده است: «پيشاپيش قائم(ع) دو مرگ، يکي سرخ و ديگري سفيد، وجود دارد که در نتيجة آن دو، از هر هفت نفر، پنج تن مي‌ميرند. مرگ سرخ شمشير و مرگ سفيد طاعون است».68 به گفتة يکي از دانشمندان معاصر، گويا در اين حديث، «شمشير» کنايه از سلاح‌هاي خونريز و «طاعون» اشاره به سلاح‌هاي ميکروبي و شيميايي است.

ج ـ نابودي نُه دهم مردم:در روايتي از امام صادق(ع) به بيشترين مقدار تلفات انساني اشاره شده است: «اين امر (ظهور) واقع نمي‌شود مگر آنکه نُه دهم مردم از بين بروند».69 در متون کهن زرتشتيان، ضمن ارائة آمار نُه دهم تلفات انساني، بهاين نکته اشاره شده که بيشترين مقدار تلفات در نيمکرة شمالي زمين روي مي‌دهد و اين، مطلبي است که منابع اديان ديگر نيز آن را تأييد مي‌کنند. بيشتر مردم جهان، دولت‌هاي استکباري و سلاح‌هاي کشتار جمعي هم در همين بخش از کرة زمين مستقر و متمرکزند و اينک متن مورد نظر: «از [هر] ده [تنِ] اين مردم، نُه [تن] در سوي اباختر70 نابود شوند».71

گفتني است، اختلافي که در متون کهن در آمار تلفات انساني ديده مي‌شود، ظاهراً ناشي از شدّت و ضعف قحطي‌ها و گرسنگي‌ها، بلاياي طبيعي، جنگ‌ها و بيماري‌ها در مناطق مختلف است و به طور طبيعي در برخي جاها کشته‌ها بيشتر و در بعضي مکان‌ها کمتر است. البتّه رقم دو سوم و پنج هفتم از حيث عدد و آمار بسيار به هم نزديک‌اند و مشهور در روايات نيز از بين رفتن همين مقدار از مردم کرة زمين است، امّا از بين رفتن نُه دهم مردم، به منطقه يا مناطق خاصّي از جهان مربوط مي‌باشد.

همچنين شايستة يادآوري است، تلفات زياد و فجايع، بزرگ انساني که در روايات به آن اشاره شده و در تاريخ بي‌سابقه مي‌باشد، تنها در زمان ما امکان وقوع مي‌يابد؛ زيرا از طرفي بشر با ارتکاب بدترين گناهان و وارد ساختن بيشترين آسيب‌ها به طبيعت، زمينة بروز بزرگ‌ترين بلاهاي طبيعي را فراهم آورده است و از سويي دست به توليد و انباشت سلاح‌هاي کشتار جمعي خطرناکي زده است که برخي از آنها قادرند چندين برابر کرة زمين را ويران سازند. البتّه سرعت ارتباطات و قدرت جابه‌جايي نظامي در اين عصر نيز سبب گسترش جنگ و کشتار به تمام نقاط جهان خواهد شد.


  • کاهش جمعيّت جهان

با توجّه به افزايش روزافزون جمعيّت کنوني کرة زمين و مشکلات بسياري که اين مسئله در پي داشته است، برخي دانشمندان و صاحب‌نظران، تنها راه حلّ مشکل ياد شده را کشتارهاي گسترده مي‌دانند. به نظر مي‌رسد اکنون اين امر، با بروز بلاياي بزرگ طبيعي و جنگ جهاني که با به کارگيري سلاح‌هاي کشتار جمعي همراه خواهد بود، در حال تحقّق يافتن است.


  • برافتادن بدان

در دنياي معاصر، بيشتر مردم از خداپرستي روي گردانده، با غفلت و گناه و در خدمت شيطان روزگار را سپري مي‌کنند. بنابراين، مي‌توان گفت، مرگ و ميرهاي آخرالزّمان، چنان‌که در روايات اسلامي نيز اشاره شده، بيشتر انسان‌هاي بد و کافران را شامل مي‌شود، که با از بين رفتن آنان، زمين نَفَسي راحت مي‌کشد و راه براي زندگي اندک خوباني که باقي مانده‌اند، هموار مي‌گردد و اندک بدانِ باقي مانده نيز پس از ظهور منجي اصلاح يا نابود مي‌شوند.

اورمزد به زرتشت(ع) فرموده است: «... اي زرتشت! آن روز که سدة [دهم] هزارة تو72 به پايان رسد ... هيچ گناهکار از اين هزاره در آن هزاره نرود».73

سيّد سليمان مدني تنكابني

ماهنامه موعود شماره 102

پي‌نوشت‌ها:

1. شناخت اساطير هند، ص 41.
2. فيلسوف، خطيب و سياستمدار نامدار رومي که کتاب‌هاي بسياري نوشته است (فرهنگ فارسي، بخش اعلام، مدخل «سيسرون»، با حذف و تصرّف).
3. مذهبي فلسفي که زنون آن را تأسيس کرد. اين شيوة فلسفي را بدان دليل رواقي ناميدند که حوزة درس آن در يکي از رواق‌هاي شهر آتن برگزار مي‌شد (دايرةالمعارف فارسي، مدخل «رواقي»، با حذف و تصرّف).
4. پژوهشي نو در منشأ ميتراپرستي، ص 115، فصل 6.
5. کهن‌ترين نسخة الدر ادا، يعني اداي کهن‌سال‌تر،  به سال 1300 م. مربوط مي‌شود؛ يعني 300 سال پس از ورود مسيحيان به سرزمين ايسلند. امّا اشعاري که در آن آمده، به گفتة پژوهشگران، غير مسيحي و بسيار باستاني است (سيري در اساطير يونان و رم، ص417، کتاب هفتم، با حذف و تصرّف)
6. همان، ص 433، کتاب هفتم.
7. زند بهمن يسن، ص 11، ف 6، بند 4.
8. کتاب مقدّس، عهد عتيق، ص 1362، کتاب صفنياي نبي، ب 1، بند 15.
9. چنان‌که مي‌دانيد، تقريباً يک چهارم زمين خشک و قابل سکونت مي‌باشد و سه چهارم آن را آب فراگرفته است.
10. کتاب مقدّس، عهد جديد، ص 133، انجيل لوقا، بخش 21، بند 6ـ25.
11. استفادة بشر از سوخت‌هاي فسيلي، مهم‌ترين عامل انتظار گازهاي گلخانه‌اي است. طبق تحقيقات برخي دانشمندان، آمريکا حدود 20 درصد از گازهاي گلخانه‌اي جهان را توليد مي‌کند.
12. روزنامة کيهان، ش 17453، 28/5/1381، ص 15؛ روزنامة ايران، ش 2310، 3/9/1381، ص 6 با حذف تصرّف و تکميل.
13. الفتن، ص 421، جزء 9، ذيل، ح 1354.
14. يعني اگر مسلمانان از اقليّت‌‌هاي مذهبي جزيه بگيرند، ولي عهد و پيماني را که با آن، براي زندگي‌شان در پناه اسلام، بسته‌اند، نقض کنند و با اهل ذمّه نيرنگ ورزند، خداوند مشرکان را بر مسلمانان مسلّط مي‌سازد.
اهل ذمّه: آن دسته از اهل کتاب (يهود، نصارا، مجوس و صابئين) که با تعهّد به دادن ماليات، در پناه مسلمانان و برخوردار از حقوق شهروندي، در کشورهاي اسلامي زندگي مي‌کنند. عنوان ذمّه در قرون بعد از عهد فتوحات اسلامي، تا حدّي گسترش يافته و گاه برخي مشرکان را نيز شامل مي‌شده است (داير\المعارف فارسي، مدخل «اهل ذمّه»، با حذف و تصرّف).
گفتني است، در متن عربي نسخة مورد استناد ما «حقّرت» ـ به معناي کوچک شمرده شد ـ ضبط شده بود که با توجّه به روايات مشابه، به صورت «خفرت» اصلاح و ترجمه گرديد.
15. روضـ[الواعظين، ص 532.
16. اصول الکافي، ج 2، ص 281، کتاب ايمان و کفر، ب 111، ح 29.
17. إلزام النّاصب، ج 2، ص 184، خطبة بيان 2.
18. خسف، فرو رفتن چيزي در زمين يا غرق شدن آن در آب است.
19. مسخ، دگرگوني صورت و سيرت چيزي است به شکلي جز آنچه هست؛ مانند مبدّل شدن انسان اهلي دو پا به حيوان وحشي چهارپا (روزگار رهايي، ج 2، ص 865، بخ 17، با حذف و تصرّف اندک)
20. قذف، پرتاب کردن چيزي از مکاني به مکاني ديگر است؛ مانند سنگ‌باران، بمب باران و موشک‌باران (همان منبع).
21. کنز العمّال، ج7، جزء 14، ص 123، ح38714.
22. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 302.
23. «ملکوش» در زبان پهلوي به معناي «مرگ و نابودي» است.
24. سوشيانت، ص 97، بخ 4، يادداشت 1، با حذف و تصرّف.
25. عقدر الدرر، ص 345، ب 12، ف 2.
26. در متن عربي نسخة مورد استناد ما، «ذوالشفا» ثبت شده بود که به صورت «ذوالشقا» اصلاح و ترجمه گرديد.
27. الفتن، ص 148، جزء 3، ح 607 (ترجمة يکي از دانشمندان معاصر).
28. جاماسب‌نامة پهلوي، ف 1، بند5 (نجات بخشي در اديان، ص 62، گفتار 1، بخ 8).
29. کتاب مقدّس، عهد جديد، ص 133، انجيل لوقا، ب 21، بند 11.
30. صحيح البخاري، ج 1، ص 448، کتاب صلات خوف، ب 27، ح 1036.
31. التشريف بالمنن، ص 284، فتن سليلي، ب 74، ح 411.
32. مشارق أنوار اليقين، ص 266، خطبة تطنجيّه.
33. المعجم الصغير، جزء 2، ص 36.
34. إلزام الناصب، ج 2، ص 183، خطبة بيان.
35. به خودروهاي نظامي امروزي اشاره دارد.
36. الغيبـ[، ص 317، ب 18، ح 16 (ترجمة يکي از دانشمندان معاصر). دربارة اين حديث، در مبحث «شام در آستانة ظهور» بيشتر توضيح خواهيم داد.
37. دراين‌باره ر.ک: الفتن ص 141، جزء 3، ح580.
38. روزنامة کيهان، ش 17453، 28/5/1381، ص15.
39. يشت‌ها، ج 1، ص 371، تيريشت، کردة 16، بند 61.
40. بحارالأنوار، ج 18، ص 311، ح 21.
41. التشريف بالمنن، ص 369، ملحقات، ح 541.
42. الإرشاد، ج 2، ص 377.
43. بحار الانوار، ج 57، ص 224، ح 58، (ترجمة يکي از دانشمندان معاصر).
44. پيش‌گويي‌هاي نوستراداموس، ص 460، نامه به سزار، با تصرّف اندک در ترجمه.
45. سانتوري 3، بخشي از رباعي 70.
46. التشريف بالمنن، ص 254، فتن سليلي، ب 41، ح 372.
47. محاضرة الأبرار، ج 1، ص 340.
48. الفتوح، ج 2، ص 79.
49. كمال‌الدّين، ص 239.
50. سانتوري 3، رباعي 3.
51. سانتوري 2، رباعي 52.
52. تفسير قمي، ج 2، ص 282.
53. روزنامة ايران، ش 2310، 3/9/1381.
54. زند بهمن يسن، ص 7.
55. امالي، ص 65.
56. سانتوري 3، بخشي از رباعي 3.
57. اقوامي كه پيش از طلوع تمدّن «آزتك» در مكزيك مركزي استيلاي سياسي داشتند.
58. اقوامي چادرنشين كه در قرن 12 م. از جانب شمال به مكزيك آمدند و بعدها در آنجا حكومت تشكيل دادند.
59. اسرار دنياهاي گمشده، صص 24ـ25، ف 1، با حذف و تصرّف.
60. سيري در اساطير يونان و رم، ص 433، كتاب هفتم.
61. كتاب مقدّس، عهد جديد، ص 413، مكاشفة يوحنا، ب 16، بند 8ـ9.
62. الارشاد، ج 2، ص 378.
63. بحارالانوار، ج 93، ص 304، ذيل ح 19.
64. المعجم الاوسط، ج 9، ص 255.
65. بحارالانوار، ج 76، ص 27.
66. الفتن، ص 231.
67. كتاب مقدّس، عهد عتيق، ص 1382، كتاب زكرياي نبي، ب 13، بند 8.
68. بحارالانوار، ج 52، ص 207، ح 42.
69. غيبت، ص 283، ب 14، ح 54.
70. اباختر يا اپاختر در لغت پهلوي به معني «شمال» است. در دين زرتشتي سمت شمال سويي است كه اهريمن از آن سو هجوم مي‌آورد و از اين رو اهريمني است و همة رويدادهاي بد نيز از آن سمت آشكار مي‌شود.
71. همان، ص 8.
72. يعني هزارة سوم پس از زرتشت(ع).
73. زند بهمن يسن، ص 12.